قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
277
ارشاد الزراعه ( فارسى )
ايشان كرم سفيد پيدا مىشود كه آن را پاپوله مىگويند و آثار آن كرم اينست كه مورچه در خانهء ايشان راه مىيابد چنانچه بعضى ضايع مىشوند و بعضى ديگر خانه را باز گذاشته بهر طرف مىروند و چون زمستان شود خانهء ايشان را بآفتاب برده پناه سازند كه برف و باران تشويش ندهد و خانهء ايشان را بعد پناه ديوار بشال و نمد و آنچه ميسر شود بپوشند كه سرما ضايع نكند و به قدر سرما در محافظت ايشان كوشند و چون زمستان ذخيرهء ايشان كمى كند و گل بهار نزديك نباشد خواجهسرايان كه در ميان ايشان مىباشند و شناختن ايشان آنست كه كليزان سياهرنگ و گرد و قنداند و نيش ندارند يكيك را كشته بيرون مىآورند و از آنجا فهم مىشود كه ذخيره تمام كردهاند و نوع ديگر چنان فهم مىشود كه گوش بر خانهء ايشان گذارند اگر ذخيره دارند صداى تمام دارد و اگر ذخيره ندارند اندك صداى دارند و چون فهم شود كه ذخيره ندارند نى فارسى را بريده هر دو سر بند را گذاشته از روى آن تنكه بردارند و در ميان آن دوشاب چاشنى ريزند و در محلى كه آفتاب باشد بر درب خانهء ايشان گذارند كه طعمه برميدارند و چون در بهار گل پيدا شود بر طرف سازند كه ديگر جهت خود طعمه پيدا سازند و قاعدهء ايشان آنست كه در زمستان درب خانهء خود را بموم خورد مىسازند آن موم را در بهار از درب خانهء ايشان برميدارند و خاصيت آن موم آنست كه اگر گوش كسى درد كند قدرى را فتيله ساخته در گوش آنكس گذارند حضرت اللّه شفا مىدهد ديگر در هر سه سال خانهء ايشان را نو سازند و خانهء ايشان از كندو چه شوشك و يا كدو و يا صندوق خورد مىباشد و در سرطان چون از خانه به خانه نقل نمايند خانهء قديمى ايشان را برداشته دو ذرع دور برده سر خانه را بازنمايند و خانهء نو را بجاى كهنه گذارند و لته دود نموده بدرب خانهء ايشان برند چنانچه دود در خانهء ايشان پيچند و دست بر خانهء كهنهء ايشان زده از آنجا به خانه نو نقل مىنمايد و ملاحظه پادشاه نمايند كه بواسطه دود ضايع نشود و شناختن پادشاه آنست كه خوششكل و بلندقد است و نيش ندارد و ضرر نمىرساند و بهر جانبى كه ميل مىنمايد كليزان بتمامى بدان جانب ميل مىنمايند و نشانى آنكه پادشاه بخانهء نو درآمده آنست كه دربانان